X
تبلیغات
سوتی های کلامی

سوتی های کلامی

سوتی های کلامی مدرسه پسرانه غیر دولتی راهنمایی سما 4

ارزشمندترین کلمات

♦ سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

♦ پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

♦ عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

♦ بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

♦ سرکش ترین کلمه" هوس" است...با آن بازی نکن.

♦ خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از آن حذر کن.

♦ ناپایدارترین کلمه "خشم" است...آن را فرو ببر.

♦ بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

♦ با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

♦ پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

♦ سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

♦ روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

♦ ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

♦ تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

♦ محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

♦ سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

♦ سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

♦ شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

♦ لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

♦ حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

♦ ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

♦ سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

♦ اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

♦ بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

♦ دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

♦ زیباترین کلمه "راستی"است... با آن روراست باش.

♦ زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

♦ ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

♦ موقّرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

♦ آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

♦ عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

♦ دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

♦ سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

♦ مخرّب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پل های پشت سرت باش.

♦ تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

♦ کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

♦ صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

♦ بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذار و بگذر.

♦ ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

♦ قشنگ ترین کلمه "خوشرویی"آست... راز زیبایی در آن نهفته است.

♦ تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

♦ رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

♦ تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

♦ محرّک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 8:36  توسط یحیی افشار  | 

جملات سخت ادا!

جملاتی با ادای سخت

شیش سیخ جیگر سیخی شیش هزار

کشتم شپش شپش کش شش پا را .
چایی داغه ، دایی چاقه !
سه شیشه شیر ، سه سیر سرشیر.
امشب شب سه شنبه س ، فردا شبم سه شنبه س ، این سه سه شب اون سه سه شب هر سه سه شب سه شنبه س.
سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی.
سربازی سر بازی سرسره بازی سر سرباز سرسره بازی را شکست.
ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی ، صندلی هاش فنر داره، نشستنش خطر داره

دم دم دم آقای مقدم یک چایی خوردم پولش رو ندادم

قوری گل قرمزی

تاجر!  چه تجارت می کنه؟ چیکار داری که چه تجارت می کنه؟

دوغ گازدار گاز دوغ دار

شب شبی دیشب شبی در شهر شوش آشوب شد..شیشه گر افتاد و شیشه اش شش هزار و ششصد و شصت و شش پاره شد

سربازی‏ سَرِبازی‏ سَرِسُرسُره‏ بازی‏ سَر‏ِسربازی‏ را‏شکست

آهویی رفته بود چرا هم خود چرد هم  بچه را. نه خود چرید نه بچه را پس چرا رفته بود چرا نه خود چرید نه بچه را ؟

غولا رو با قند گول مي زنيم

شيره سركه سيري سه شاهي

يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره کنار رود اترک تارک دنيا مي شه

یار دستمبو به دستم داد و دستم بوی دستمبوی دست او  گرفت جان به قربان همان دستی که دسمتبو بدستم داد و دستم  بوی دستمبوی  او گرفت

در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه

مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه

تاکسی، تاکسی تاکسی نخواست واینستا.

- ننه ی حسن؟ حسن هستن؟

- نه ننه، حسن نیستن.

- حسن نیستن کجا هستن؟

- حسن هستن، خونه نیستن!

گل قالی ، گل باقالی

یک لوله با گلوله خورد تو سر موش کوتوله!

کلاغه با ملاقه با علاقه زد تو سر الاغه

اردکی در کودکی در آمبولانس می خورد آدامس می زد بالانس!

منوچهر با یه بقچه پر تربچه، توی باغچه، خورد پیازچه!

مگه میشه با یه تیشه زد به ریشه بعد به شیشه ، بعد بگیم چیزی نمیشه؟؟

اردک تک تک ، تک تک اردک

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 11:17  توسط یحیی افشار  | 

سوتی های اردوی تفریحی - سیاحتی تبریز 91

سوتی

کلام مورد نظر

نام سوتی دهنده

ردیف

آب قلقله کن

آب قرقره کن

آذینی

1

چاپارزاری

چاپار زاده

آذینی

2

پنجه

پنجره

آذینی

3

تیکه کلمه

تیکه کلام

آذینی

4

پیس از حد

بیش ازحد

آذینی

5

مسولیت را گوش می کنم

مسولیت را می پذیرم

آذینی

6

زین الدین زندان

زین الدین زیدان

آذینی

7

فردا می ریم ایران

فردا میریم تهران

آذینی

8

فَراری

فِراری(ماشین)

آریان پور

9

درّه

برّه

آریان پور

10

کورت

کارت

آقای افشار

11

سوپر من

مرد عنکبوتی

آقای افشار

12

شوخی خودشان را

شوخی خودم را

آقای افشار

13

مفرح نشین

مرفه نشین

آقای ایرجی

14

شیر سنگی

قوچ سنگی

آقای ایرجی

15

قوطی ها رو بریزید تو قوطی

قوطی ها رو بریزید تو کارتون

آقای ایرجی

16

چکش

پتک

آقای درویش

17

پتک پلاستیکی است

پتک انواع مختلفی دارد

آقای درویش

18

V

y

آقای درویش

19

فیل

فایل

آقای درویش

20

توی داخل سالن

داخل سالن

آقای درویش

21

بوقری

باقری

آقای درویش

22

الاخ

الاغ

آقای درویش

23

بابای

بای بای

آقای درویش

24

اتوبوس

قطار

آقای درویش

25

ماشین موهوی

ماشین موهاوی

آقای درویش

26

خامه- عسل

کره - عسل

آقای سبحانی

27

بچه ها منتظر درند

بچه ها جلوی در منتظر اند

آقای نصیری

28

بدرقه

پیشواز

آقای نصیری

29

بپاس

پاس بده

امینی

30

گوز قند

گوسفند

امینی

31

اشق شوق

اشک شوق

امینی

32

سوار استخر شدیم

سوار اتوبوس شدیم

امینی

33

جلوی تلویزیون شام می بینم

جلوی تلویزیون شام می خورم

امینی

34

یادمته

یادمه که

امینی

35

مترو

اتوبوس

امینی کیا

36

خیار

خیال

امینی کیا

37

روستای کوردین

روستای کندوان

امینی کیا

38

آقای درویش

آقای افشار

امینی کیا

39

کلاس

کوپه

امینیان

40

فوردوگاه

اردوگاه

امینیان

41

خیپ

زیپ

امینیان

42

طفرل

طغرل

امینیان

43

تازالیا

تانزانیا

امینیان

44

12000 تومان

12000000 تومان

امینیان

45

تولد

تولید

امینیان

46

امتیاز  دهی می ده

امتیاز می ده

امینیان

47

سوتم

سوتی

ایزد خواه

48

بلتم

بلدم

باقری

49

مچنسر

منچستر

باقری

50

کباب

کتاب

باقری

51

فِفا

فیفا

تابانی

52

نمای دستی

صنایع دستی

تابانی

53

مووه

میوه

تابانی

54

لوکوموتیک

لوکوموتیو

جهانیان

55

سیما

سینا

جهانیان

56

آثار پاستینی

آثار باستانی

جهانیان

57

صندلیت را ببرد جلو

صندلی را ببر جلو

جهانیان

58

حلم

حمل

جهانیان

59

یه عالمه یه ذره شطرنج بازی کردیم

یه عالمه شطرنج بازی کردیم

جهانیان

60

بعد ازظهر ناهار کوفته است؟

ناهار کوفته است؟

چاپار زاده

61

مشهد رفته بود سینا

سینا رفته بود مشهد

چاپار زاده

62

تلقب

تقلب

حسینی محمد حسین

63

آس اینتر

اینتر میلان

خانی فر

64

ماه تر

ماه تیر

خانی فر

65

حصار

حفاظ

خانی فر

66

پیرهنتو بکن تو تیشرتت

پیرهنتو بکن تو شلوارت

خانی فر

67

آقای نصری

آقای نصیری

خلیل زاده

68

گوشاتون را بشنوید

گوش کنید

درویش

69

بستلی

بستنی

درویش

70

بشقاب

ظرف یکبار مصرف

درویش

71

مشهد

تبریز

دم شناس

72

خانه

دستشویی

دم شناس

73

برو عینک

برو دکتر

دم شناس

74

بیتار

گیتار

دم شناس

75

عینک را می پوشم

عینک را می زنم

دم شناس

76

هوا خاموش شد

هوا تاریک شد

دم شناس

77

رانی آناناس

رانی هلو

دم شناس

78

آقا مرغه

آقا خروسه

دنیا دیده

79

جورابم سیخ شد

جورابم خیس شد

دنیادیده

80

تخل

تخت

دیهیم

81

فرودگاه

راه آهن

دیهیم

82

شیرینی فروزی

شیرینی فروشی

دیهیم

83

برقو خاموش کن

چراغو خاموش کن

روحانیان

84

یک  ساعت

یک صفحه

رویایی

85

خونه

اردوگاه

رویایی

86

آقای افشار

آقای ایرجی

رویایی

87

تله تکست

سالی تاک

رویایی

88

سنگ عسل

موم عسل

رویایی

89

بیلوف

بلوف

رویایی

90

خاشگ

خس و خاشاک

رویایی

91

جونت نمیره

جونت تموم نشه ( در بازی رایانه ای)

رویایی

92

سینه ها

ستونها

زارعی

93

دبیرستان

مدرسه راهنمایی

زارعی پور

94

مدیل

مدل

زارعی پور

95

نمایشگاه قطار

نمایشگاه انار

زارعی پور

96

دریاچه

رود خانه

زارعی پور

97

نیمرو

تخم مرغ آبپز

سلامی

98

خوبی و خوبی

خوبی و خوشی

سلطانی سپند

99

سوشی

سوتی

سلطانی سپند

100

زریمه

جریمه

سلطانی سپند

101

فحش

فیش

سلطانی سروش

102

نشیری

نصیری

سلطانی سروش

103

باقلما

باقلوا

سلطانی سروش

104

زغال اخته

آلبالو

شفیعی

105

سفر نامه

سفره خانه

شفیعی

106

هوای ظلّ گرم

ظلّ گرما

شیخ الاسلامی

107

کفیث

کثیف

شیخ الاسلامی

108

یه نرده  می خوره  به مرده

یه مرده می خوره  به نرده

شیخ الاسلامی

109

خورشید از شرق غروب می کند

خورشید از شرق طلوع می کند

شیخ الاسلامی

110

کوپه

خوابگاه

شیخ الاسلامی

111

از دریاچه پرتت می کنم پایین

از پنجره می اندازمت بیرون

شیخ الاسلامی

112

خوشمزه

خوشگل

شیخ الاسلامی

113

کم تر شب می شود

دیر تر شب می شود

شیخ الاسلامی

114

صورتم کف داره؟

سرم کف داره؟

شیخ الاسلامی

115

تیکه دادم

سوتی دادم

شیخ الاسلامی

116

غوز باقلای غوز

غوز بالای غوز

شیخ الاسلامی

117

ایول آیوله

ایول ایوله

شیخ السلامی

118

سیم کتری

سیم کشی

صادقی

119

دوسه داره

دو جداره

صادقی

120

بوفه

کوپه

صادقی

121

یوخدی

چوخ ممنون(به ترکی)

صادقی

122

جوجه تبریزی

کوفته تبریزی

صفدری

123

اگه می خندید می فهمید

اگه می فهمید می خندید

صفدری

124

خشا ییش

خدا ییش

صفدری

125

اومد راه بره سینه خیز رفت

اومد حرف بزنه سینه  خیز رفت

صفدری

126

نمایشگاه کناب

نمایشگاه کتاب

صفدری

127

اسراییل

عزراییل

صفدری

128

اعلامه

اعلامیه

صفدری

129

آقای افشار- آقای درویش

آقای نصیری

صفدری

130

هتل

خوابگاه

صفدری

131

نمایشگاه قنار

نمایشگاه انار

صفدری

132

استخل

استخر

صفدری

133

10/6 پرواز است

10/6 حرکت

صفدری

134

مواقبم

مواظبم

صفدری

135

آقای حیدری را زنگ کنیم

به آقای حیدری زنگ بزنیم

صفدری

136

فرودگاه

راه آهن

صفدری

137

اتاق

کلاس

صفدری

138

شیرش دل است

علی شیردل

صفدری

139

اول می ریم استخر یا شنا

اول می ریم استخر یا فوتبال

طلوعی

140

هوا صبره

هوا سرده

عسگری

141

آقای افشار

آقای ایرجی

عسگری

142

سطل آشغال

فیلتر اتوبوس

عسگری

143

جا بیفتیم

جا نمانیم

عسگری

144

حنگ

خنگ

عسگری

145

راننده

لوکوموتیو ران

عسگری

146

بستنی قاشقی

بستنی لیوانی

عسگری

147

کوپه

خوابگاه

علیزاده

148

ترمز دستی

ترمز اضطراری

علیزاده

149

عمو!

آقای افشار

علیزاده

150

میدان توحید

تونل توحید

غیاثی زاده

151

زیر ته ساک

ته ساک

غیاثی زاده

152

کوفه

کوپه

غیاثی زاده

153

مینی بوس

اتو بوس

غیاثی زاده

154

جمندان

چمدان

غیاثی زاده

155

سوتول

سوتی

قاسمی

156

از کوه کاه ساختن

ازکاه کوه ساختن

قاسمی

157

از جون مرغ تا شیر آدمیزاد

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

قاسمی

158

مضاعف

مواظب

قهرمانی

159

رضا ساه

رضا شاه

قهرمانی

160

نسکاوه

نسکافه

قهرمانی

161

رَمَک

رامک

قهرمانی

162

کولر را بزن

کولر را خاموش کن

کامرانی

163

کائوچو

کاه گل

کریم نیا

164

آقی

آقا

کریم نیا

165

تا دو سه ماه دیگه دوست بودیم

تا دو سه ماه پیش دوست بودیم

کشاورز

166

چراغ ها را کم کنید

چراغ ها را خاموش کنید

کفایتی

167

اتوبوس اونا کرمه زرده

اتوبوس آن ها زرده

کفایتی

168

شوخی

سوتی

کفایتی

169

کفش از عمل

قبل از عمل

کفایتی

170

گوجه

جوجه

کفایتی

171

قاقالی

باقالی

لادن

172

پاساس

پاساژ

محب علیان

173

با پا نرو تو کفش

با کفش بیا تو

مدنی

174

لاله لاله

لایه لایه

مراد بختی

175

ساعت 12 و 30 ثانیه

ساعت 12 و 30 دقیقه

معتمد وزیری

176

متخلّصین

متخلّفین

منصوری کیا

177

اتوبوس

قطار

منصوری کیا

178

لابو

یابو

مومن

179

2x

X2

مومن

180

وب کن

وب سایت

مومن

181

تمدّن اعصاب

تمدّد اعصاب

مومن

182

تو چه تیری هستی؟

تو چه ماهی هستی؟

مومنی

183

کرگردن

کرگدن

ناییجی

184

قهوه ی اسپراسو

قهوه ی اسپرسو

ناییجی

185

ضرر

سود

ناییجی

186

پیکسو

پیکاسو

ناییجی

187

نور کوه

الماس کوه نور

ناییجی

188

تبریز کن

تعویض کن

یزد آبادی

189

قمقمه

بطری آب

یزد آبادی

190

کپّه

کوپه

یمینی

191

20تومان از آقای درویش می خوام

20 تومان از دوستام می خوام

یمینی

192

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:59  توسط یحیی افشار  | 

کلمات انگلیسی با تعبیر فارسی

معنی برداشت شده (طنز)

تلفظ ( طنز)

عبارت انگلیسی

ردیف

فرامرز

Above+ Border

Above Border

1

عکس سیبیل

Acce+sible

Accessible

2

منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج

Beta+ metha+sone

Betamethasone

3

اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى

Busine + ss

Business

4

شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است

Cam+bridge

Cambridge

5

نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

Cate+gorize

Categorize

6

بفرمایید سر میز

Com + for + table

Comfortable

7

دم همتون گرم

Damn +You+ All

Damn You All

8

سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Finفین ))+land

Finland

9

حرف مفت

Free+zer

Freezer

10

خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

God+zilla

Godzilla

11

آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Hair+kul

Hairkul

12

این سه نابینا

این سه کورIn+se+cure

Insecure

13

در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند

Jesu+s

Jesus

14

قاتل افسرده

Johnny+ Depp

Johnny Depp

15

چه کسی برنده شد؟

Key+board

Keyboard

16

لات بازی ممنوع

Lati+no

Latino

17

ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

لجنداریLegen + dary

Legendary

18

دارم لنگ می‌‌پیچم، نگاه نکن

Long time+ no see!

Long time no see!

19

مرتیکه لاکردار

Piece of a man who owns a locker!

Piece of a man who owns a locker!

20

فر کردن مجدد مو

Re+fer

Refer

21

ساوجبلاغ

Savage + Blog

Savage Blog

22

صاحب دستگاه

Sub +  system

Subsystem

23

یونس کجاست؟

UNES+CO

UNESCO

24

شهری که مردم در آن ولو شده اند

Velo + city

Velocity

25

دروازه دولاب

Water+gate

Watergate

26

دهن لق

Wel+come

Welcome

27

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:54  توسط یحیی افشار  | 

سوتی های اردوی کردان کرج پایه دوم90

سوتی

کلام مورد نظر

نام سوتی دهنده

ردیف

هر مگابایت چند مگابایته

هر مگابایت چند کیلوبایته

اخباری

1

غذا بِپُخت

غذا بِپَز

اخباری

2

سوژ می آید

سوز می آید

اخوت

3

می روید تو دیوار

می خورید به صندلی

آقای افشار

4

سفره ی هفت سین

سفره ی شب یلدا

آقای درویش

5

آقایون بروند شام Dinner

آقایون بروند ناهار

آقای درویش

6

خود درگیری مرزمن

خود درگیری مزمن

امینیان

9

کوپه

اتاق

آهنگری

7

رول

لُر

آهنگری

8

PASP

PSP

بیات

10

آقای داو سالار

آقای دیوسالار

بیات

11

برقش ژاپنیه

برقش اروپاییه

تقوی

12

چهارصد و سیصد

چهارصد وسی

تقوی

13

شوفاژ

بخاری

چاپارزاده

14

سه استکان شکر

سه قاشق شکر

حصارکی

15

برشکسته

ورشکسته

حصارکی

16

قارچ کردن

قاچ کردن

خانی فر

17

بابا! این منو میزنه

مامان! این منو میزنه ( با موبایل)

خدایی

18

نایه

نایاب

خدایی

19

پولت را خراب می کنی

پولت را حرام می کنی

خدایی

20

تاب تاب آب بازی

تاب تاب عباسی

خضرایی

21

ملاخم

ملاجم

خضرایی

22

توی بالای ماشین

رو سقف ماشین

خضرایی

23

شایعه شاژی

شایعه سازی

روئیایی

24

بوس کویت

بیسکویت

سالاروند

25

گَلَکسی

گَلِکسی ( نوعی گوشی )

شفقی

26

یقه ام درد گرفت

شانه ام درد گرفت

شفقی

27

هوا شب شد

هوا تاریک شد

صدرایی

28

الآن از زیر میز می آورم

الآن از زیر تخت می آورم

عباسی

29

الآن داور زنگ میزنه

الآن داور سوت میزنه

عباسی

30

عمو

امینیان( نام دوستش)

غیاثی زاده

31

خاور پُرِس

خاور پِرِس

غیاثی زاده

32

خانه

خوابگاه

غیاثی زاده

33

گاومگس

خرمگس

فخر

34

بهنمیر توی قزوینه

بهنمیر توی مازندرانه

قهرمانی

35

دریا

دریاچه

کاظم زاده

36

ببینید بچه ها کجاست

ببینم بچه ها کجا هستند

مدنی

37

شومینه

بخاری

نعمت پور

38

شوهر دایی

زن دایی

نفیسی

39

کوپه

خوابگاه

یوسفی

40

لامپ رو ببند

لامپ رو خاموش کن

یوسفی

41

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:52  توسط یحیی افشار  | 

سوتی های بهمن و اسفند ماه 90

سوتی

کلام مورد نظر

نام سوتی دهنده

ردیف

الآن تو کمد بودم

در کمد را باز کردم

آذینی

1

گوشیت رو بیار

گوشِت رو بیار

اشراقی

2

اَفِرین

آفرین

آقای جعفرپور

3

بیلَند شو

بلند شو

آقای جعفرپور

4

خمود

عمود

آقای جعفرپور

5

قُدّی

قوطی

آقای جعفرپور

6

نوُول

نول

آقای جعفرپور

7

بادکنک

بادبادک

آقای حیدری

8

علامک

کلاهک

آهنگری

9

قیاز

پیاز

ایمانی

10

چشم پوسش سرخه

چشم و پوستش سرخه

جهاندیده

11

سونی الیکسون

سونی اریگسون

جهاندیده

12

اساسینگ

اساسینس

جهانیان

13

SKBI

SCBI

حاج شعبانعلی

14

کلید اتاق

کلید کمد

حصارکی

15

تحمّل

تأمّل

حصارکی

16

انبقاض

انقباض

حصارکی

17

معذرت کردیم

معذرت می خواهم

حصارکی

18

دششویی

دستشویی

خدائی

19

قَنون

قانون

خدائی

20

پیر

زیر

خدائی

21

لیز بره

لیز بخوره

صدرایی

22

تهدان

تهران

صدرایی

23

آتل قلتاله

آلت قتاله

صفری

24

مکّه

کعبه

فیضی

25

مثلث

مسلسل

قدرت بیگی

26

تحریک

تهدید

قهرمانی

27

مکامله

مکالمه

کاظم زاده

28

پانتو

مانتو

مقیمی

29

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:51  توسط یحیی افشار  | 

سوتی های پایه دوم

سوتی

کلام مورد نظر

نام سوتی دهنده

ردیف

شهریه 1200

شهریه 1200000

اشراقی

1

ساعتم پاره شد

بند ساعتم پاره شد

اشراقی

2

بذار سر کلاس تموم بشه

بذار کلاس تموم بشه

آهنگری

3

آش بزباش

آبگوشت بزباش

آهنگری

4

دفترمو بده

کتابمو بده

حصارکی

5

آزارا (Azara)

آزرا (Azera)

حیدری

6

تافته جدا شافته

تافته جدا بافته

خلیل پور

7

بلوتوز

بلوتوث

دارابی نژاد

8

مشهف

مشهد

درویش فاران

9

پادشاه

پاداش

درویش فاران

10

مستحُب

مستحَب

درویش فاران

11

سژده

سجده

صادقی

12

شلام

سلام

صادقی

13

لسان العیب

لسان الغیب

صحت

14

بلوسلی

بروسلی

طلوعی

15

لزرف

رزرو

مدنی

16

ژامپون

ژامبون

مدنی

17

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:50  توسط یحیی افشار  | 

طنز کلامی

می دانیم فرهنگستان زبان وادب فارسی از مهم ترین نهادهایی است که جهت حفظ سلامت زبان و ادبیات فارسی پایه گذاری شده است و در این راستا لغات و واژه های معادل زیادی معرفی نموده اند که بسیاری از کلمات گردآوری شده خوب و مناسب است اما بعضی از آنها چندان جالب به نظر نمی رسند.

   البته هرجا که معادل خوبی وجود داشته باشد از طرفداران پر و پا قرص استفاده از کلمات فارسی هستیم اما وقتی این کار به اجبار و دور از ذهن باشد نه تنها جا نمی افتد بلکه خنده­دار هم می شود. وقتی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای "بلدیه " می گذارد " شهرداری" یا بجای "مالیه" "دارائی" یا بجای " عدلیه" دادگستری" آنقدر این معادل گذاری دقیق و در عین حال زیباست که به سرعت فراگیر میشود و امروزه فقط در متون قدیمی با این کلمات برخورد می کنیم.اما در خصوص بعضی لغات پیشنهادی ایرادهایی به چشم می خورد که باید اصلاح گردند.

تعدادی از معادلهای پیشنهادی که نیازمند دقت نظر می باشند و شاید طنز باشد تا معادل برای شما ارایه می دهیم:

ردیف

واژه عربی یا انگلیسی

معادل آن در فرهنگستان زبان و ادب فارسی

توجه!!!!

1

آلت قتاله

کُشت افزار

؟؟؟؟

2

افقی

ستانی

؟؟؟؟

3

بین النهرین

میانرودان

؟؟؟؟

4

جلسه

نشست

نشست کارمندان!

5

سالاد

سبزیانه

سبزیانه الویه

6

سد

بند

 بند امیرکبیر ! ( بیچاره امیرکبیر)

7

سند

دستک

مدارک لازم : کپی دستک ماشین

8

سوئیت

سراچه

منظور حافظ از  :" که در سراچه ترکیب تخنه بند تنم " چی بوده ؟

9

شطرنج

چترنگ

چشم حتمنگ!!

10

شیمیائی

کیمیایی

مسعود کیمیایی (کارگردان سینما) = مسعود شیمیایی

11

عقربه

شاهنگ

شاهنگ کوچیکه ساعت روی چنده ؟

12

عمودی

ستونی

ستونی رفتیم ستانی آمدیم

13

غلیظ

چگال

عجب لهجه چگالی داره!!

14

فایده

سود - هوده

این کارا هوده نداره!

15

فتح یا ظفر

پیروزی

کسانی که منزلشان در خیابان ظفر است باید آدرس بدهند منزل ما در خیابان پیروزی!

16

قرار

پیمان

من ساعت ؟ بعدازظهر با ؟ نفر پیمان دارم!

17

مریخ

بهرام

مردان بهرامی زنان ونوسی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:49  توسط یحیی افشار  | 

کاریکلماتور ( سوتی های عمدی- قسمت سوم)

1.     عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی می کند.

2.     عاشق معشوق بزرگش را در دل كوچكش جاي داد.

3.     عده ای قانون را پیاده می کنند که خود سوار شوند.

4.     عقب ماندن از جهان را فقط با توقف زمان مي توان جبران كرد.

5.     عمر آدم تنبل صرف شنیدن صدای پای این و آن می شود.

6.     عمر پائيز صرف پرپر كردن گلها مي شود .

7.     عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمی دهد.

8.     عينکي که رو چشم نباشه فرصت ديدن نداره

9.     غنچه ای که شکوفا نمی شود ، بهار را در خود احتکار کرده است.

10. فضاي بيرون را شناخته و فتح كرده ايم  اما.  .  .  بافضاي درون بيگانه ايم !

11. فقط حرف های استاد ریاضی، حرف حساب بود !

12. فکر نان باش که خربزه گران است .

13. قالي ، قبل از تولد به دار آويخته مي‎شود.

14. قبرستان ترمينال مرده هاست.

15. قرص ماه را به جای مسکن خوردم !!

16. قطرات باران در آغوش هم آب مي شوند .

17. قطره باران در مركز دايره اي كه روي آب ترسيم مي­كند، ناپديد مي شود .

18. قلم اما محكم در دستم نشسته است از اين بادها نمي لرزد

19. قلم پاچه خوار هميشه نوکش چرب است.

20. قلم، زلزله نگار انديشه است.

21. قناعت را بايد از سفره­ی هفت سين ياد گرفت كه سالهاست تعداد سين هايش تغيير نكرده است.

22. قهوه شب‏ها خوابش نمی‏برد.

23. قوه جاذبه زمين با سرعت سقوط ، سر در پي ميوه رسيده مي گذارد .

24. قوهء جاذبه زمين انتظار سقوط بلند پروازي ها را مي كشد .

25. قوهء جاذبه زمين با سرعت، همسفر پرنده تير خورده مي شود .

26. کارمندان شیفت شب رادیو به خاطر اجرای برنامه نمی‏خوابند و مردم بیچاره برای صدای بلند رادیو‏ی همسایه!

27. کسانی که راه حل هایی برای مشکلات بشریت عرضه می کنند معمولا از حل مشکلات کوچکشان عاجزند .

28. كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد.

29. کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می کارد .

30. كشمش، انگور بازنشسته است.

31. کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.

32. کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

33. کلسترول کره همیشه بالاست!

34. گام هایم صدای پایت را تنها نمی گذارند.

35. گاهي موقع راه رفتن فراموش مي كنم كه دارم مي روم يا مي آيم.

36. گاهی اوقات گونه هایم پیست سرسره بازی اشک هایم می شود

37. گداي فرزانه اي گفته است : گدايي کن تا محتاج ديگران نشوي.

38. گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند .

39. گرسنم بود ، هوا خوری رو به ، سرما خوردگی ترجیح دادم

40. گل تشنه، بر مزار آب مي رويد .

41. گوسفند ها در صف كشتارگاه به هم بفرما مي زنند.

42. گوش خسته، عاشق خداحافظي است .

43. گياه توي گلدان شبها خواب باغچه را مي بيند.

44. لحظات گذران ، زنگوله قلب را به صدا در مي آورند .

45. ما آدم هاي امروز !

46. ماهي تنها جانوري است که به راستي دل به دريا مي زند.

47. متخصصان بيشتر داريم اما. . . .  . . . . . .  . . . . .  . . . مشكلات بيشتر نيز !

48. متوسط بودن ؟! یا بزرگ باش یا بمیر !

49. مسافر منزوي در جاده متروک سفر می کند.

50. مشکل بسیاری از حکومت های جهان در این است که ضریب هوشی شان از ضریب هوشی مردم پایین تر است .

51. مطالعه درگورستان، احتياج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد .

52. مغز کوچکش در فضای جمجمه اش, لق میزند.

53. مغزم بر روي شعله هاي دلم که براي قلبم مي سوخت ، کباب شد.

54. مگس هاي قرن 21 ، غذايشان را از زباله هاي اتمي تامين مي كنند.

55. من با رویایت زندگی می کنم و رویا با من مدارا.

56. من بعضی از دوستانم را از حقیقت بیشتر دوست دارم .

57. مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود

58. می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete  کرد!

59. می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.

60. می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!

61. می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد.

62. می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند،به نشانه اعتراض سکوت کرد.

63. می خواست در مصرف سلولهای مغز صرفه جویی کند،سیاستمدار یک کشور جهان سومی شد.

64. می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.

65. می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد.

66. می گویند چرا دائما تغییر می کنی ، می گویم شما چرا دائما تغییر نمی کنید ؟

67. میخ مدعی شد که از من تو سری خورتر وجود ندارد.

68. نظامي ها وقت رفتن هم سلام مي دهند.

69. نقاش فقير خجالت ميکشيد.

70. ننگ است که روشنايي ديدگان در ظلمات انديشه غرق شود.

71. هر وقت زنگ زدم فلسطین، دیدم اشغال است.

72. هر وقت موهایشان نمی‏خوابیدند برایشان لالایی می‏خوانند.

73. همه روزه كيلومتر ها راه ميرويم اما . . همسايه خويش را نمي شناسيم !

74. همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می کنند .

75. همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش کند، نه عقل را. ولی حرف ازدواج که

76. هندوانه‏ی قرمز به هندوانه‏ی سفید می‏گوید: کم خونی داری!

77. هنر هیچ ربطی با اخلاق ندارد . اگر چنین نبود مردم این همه به هنر علاقه مند نمی شدند .

78. هنگامي كه تعصّب مُرد، افكارم يك صدا شدند.

79. هنوز حقوق بشر پرداخت نشده ، تورم چند برابر شد.

80. وسايل ارتباطي بيشتري داريم اما  .    . . . . . . .  ارتباطات كمتري داريم !

81. وقتي آخرين نگاهش را ذخيره نمودم قلبم ويروس گرفت

82. وقتي پائيز از درخت بالا مي رود بهار از اين شاخه به آن شاخه مي پرد .

83. وقتي رؤياهايش به پايان رسيد، ترمز دستي قطار را كشيد.

84. وقتي زندگي اش به آخر خط رسيد، عزرائيل به گردنش مدال آويزان كرد.

85. وقتي قمارباز دلش را باخت از بانک وام ازدواج گرفت.

86. وقتي كاري از دست شما ساخته نيست، از «پا»هاتون كمك بگيريد.

87. وقتی اشکم می خواهد به گردش برود سوار نگاهم می شود.

88. وقتی آهن زنگ زد او از خواب پرید.

89. وقتی با آدم های مشهور روبرو می شوم ، یقین می کنم که آدم های بزرگ شایعه اند.

90. وقتی پیاز حرف می‏زند همه فرار می‏کنند.

91.  وقتی چراغ خيالات روشن است يخ زندگي آب مي شود. چراغها را خاموش نمي كنم اما لامپ كم مصرف زده ام

92. وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت .

93. وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.

94. وقتی من حتی لیاقت ندارم محرم نگاهش باشم چگونه توقع دارم محرم رازش باشم.

95. وقتی واژه ای خارجی بیان می کنم، تمام واژه ها دور آن جمع می شوند.

96. يك عمر منتظر تولد مرگم مي مانم.

97. یا در حال برنامه ریزی برای آینده هستیم یا برای گذشته تأسف می خوریم ؛ همه این اتفاقات در زمان حال می افتد و زمان حال از دست می رود .

98. یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.

99. یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه.

100.        یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه.

101.        یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:46  توسط یحیی افشار  | 

کاریکلماتور ( سوتی های عمدی -قسمت سوم)

1.     به نظر عشاق، قدرت چشم ها بیشتر از قدرت مغزهاست.

2.     به نگاهم خوش آمدی.

3.     بهترين جا براي تبعيد زنبوران مجرم ، گلهاي قالي است.

4.     بيچاره آن خروسي که با صداي ساعت شماطه دار از خواب برمي خيزد

5.     بيشتر خرج ميكنيم اما  . . . . . . . . . . . .. . .  . . . . . . . . كمتر لذت ميبريم !

6.     بيکاري هم خودش کاري است، افسوس که مرخصي و تعطيلي ندارد.

7.     پائيز به اندازه اي به گلستان نزديك شده كه اشك در چشم بهار حلقه زده است

8.     پرنده پرواز را مدیون شکار چی ناشی است.

9.     پرنده خيالم قصد پروازهاي برون مرزي دارد.

10. پرنده در واپسين دم حيات زمستان ، روي درخت عريان با شكوفه بهاري وعدهء ديدار دارد .

11. پرنده غمگين آوازي مي خواند كه شكوفه شاداب بهاري به ياد گل پرپر شده مي افتد .

12. پرنده گربه را سر به هوا مي كند .

13. پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .

14. پروانه براي اينکه نسوزد شمع را فوت کرد.

15. پروانه طوري روي گل مي نشيند كه بتواند تصويرش را در شبنم ببيند .

16. پزشک ناشی ، به جای « تب بر»، قیچی تجویز می کند .

17. پوست مادر بزرگم چروک شده بود،واسه روز تولدش اتو خریدم.

18. پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن،نه دلت.

19. تجربه ، تنها معلمي است كه اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد.

20. تصميم داشت با يك گل به خواستگاري دختر مربي فوتبال برود.

21. تصوير آتشفشان دستم را سوزاند.

22. تعصّبم خودكشي كرد، تا من راحت تر فكر كنم.

23. تلوزیونمون برفک داشت واسه آب شدنش اونو از برق کشیدم.

24. تنها خطي كه متحول نشده است ، خط ِ فقر است.

25. توجه کنید: «فقير» يك حرف از «غني» بيشتر دارد.

26. جهنم ساعت استراحتش را به بهشت مي رود.

27. چشمم ضعیف شد ، اونو برای فروش ، پشت ویترین گذاشتم.

28. چه کسي گفته است که دو خط موازي به يکديگر نمي رسند؟ مگر آخرش را ديده است؟؟

29. چون دل و دماغ نداشت، در انظار ظاهر نمي شد!

30. حواسم را باد خيال برده است و كاغذهايم را باد پنكه

31. حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.

32. حیف که گرسنگی شکم با کلمات شیرین برطرف نمی شود .

33. خساست را از چشمش ياد گرفته بود كه هر چقدر به آن نور مي تاباند ، تنگ تر مي شد.

34. خواستم ازدواج کنم ، عروس دریایی سفارش دادم .

35. خواستم ماهی بخورم ، رفتم کرم شکار کردم.

36. خواننده ناشی آلبوم عکس پر می کند

37. خوش به حال آن موجود راحتی که شیطان برایش درد دل می کند .

38. خيلي مانده تا پخته شوم ، ادويه فراموش نشود.

39. خیلی از موش ها به گربه ها هم محل هاپو نمی گذارند.

40. دارم ياد مي گيرم كه بعضي از خاطرات را تا كنم و در جيب كتم بگذارم اما كتي ندارم

41. داروهاي بيشتر داريم اما   . . . . . .  . .  . .. . . .  بيماري هاي بيشتر نيز !

42. در جشن تولد مرگم زندگي دعوت نداشت.

43. در را به روي افكارم محكم بستم .

44. در روز سالگرد تعصُب ، افكارم كروات مشكي زده بود.

45. در سفيدي چشمانت تمام رنگها را تجربه کردم ، تا به سياهي رسيدم.

46. در فصول دیگر کلاهشان را بر می‌داشت.

47. درخت از نردبان چوبي ساخته نشده، بالا مي رود .

48. دستم نمک نداشت ، اونو شکستم.

49. دستهايم حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.

50. دلم تنگ مي شود ، آن را قالب كفاشي مي زنم.

51. دو آيينه از ديدن يکديگر نفرت دارند.

52. دوست ناباب ،آچار فرانسه خرابکاری هامون.

53. دیر به دانشگاه رسیدم ، برای فردا ، شب تا صبح بیدار موندم

54. رقاصكِ ساعتم با ضربه‎اي سنگين ، بازنشسته شد.

55. روی آدم های منظم می شود حساب کرد ، اما نمی شود آنها را تحمل کرد .

56. روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.

57. رياضي بله اما جبر ٬ نه!

58. ريل هاي راه آهن به هم نمي رسند ولي ديگران را به هم مي رسانند.

59. زرخيزترين سرزمين ، بازار ِ زرگرهاست.

60. زندگي ، زنگ تفريح مرگ است .

61. زندگي بدون آب از گلوي ماهي پائين نمي رود .

62. زندگي در جشن تولد مرگ شركت نمي كند.

63. زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما  .   . . . . . . .. . . .  زندگي كردن را خير !

64. زنها براي اين آفريده شده اند که نگذارند سرمايه شوهرشان تمرکز پيدا کند

65. ساز شکسته را در دستگاه سکوت کوک می کنم.

66. سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم .

67. سبیل گذاشتم تا حرف ها را زیر سیبیلی رد کنم.

68. سر همه پادشاهان كلاه گذاشته اند.

69. سراب، کاریکاتور آب است.

70. سرفه هاي آدم دل شکسته، صدای خرده شيشه مي دهد.

71. سعي كن مثل برق زندگي كني، چون عمر مثل باد مي گذرد.

72. سقوط ، پرواز ِ ميان ابر است.

73. سقوط، در آبشار آب تني مي کند.

74. سكته‎ي مغزي كرده‎ام ، مغزم را با ويلچر به پارك مي برم.

75. سلام در ورودی گفتگو است.

76. سيب زميني خاكي ترين ميوه هاست.

77. شاید کاکتوس مادر زن گل ها باشد.

78. شب به روشني روز غروب مي كند .

79. شنبه روي جلد هفته است ، پنجشنبه پشت جلد و جمعه ضميمه ي مزخرف آن

80. عاشق پرنده ای هستم که آزادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 12:45  توسط یحیی افشار  |